حسن سيد اشرفى
17
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )
لازم است براى مفاد جمله به نحو لزوم بيّن به معناى اخصّ . و براى همين ( دلالت به نحو لزوم ) اختصاص دارد مفهوم به مدلول التزامى . مثال آن ( هريك از منطوق و مفهوم ) قول آنان ( اصوليّون ) است : « وقتى رسيد آب به اندازهء كر ، نجس نمىكند آن را چيزى » پس منطوق در اين ( مثالشان ) ، آن ( منطوق ) مضمون جمله است . و آن ( مضمون جمله ) نجس نشدن آبى است كه به حدّ كر رسيده به واسطه چيزى از نجاسات . و مفهوم - بنا بر تقدير اينكه باشد براى مثل اين جمله ، مفهومى - همانا آن ( آب ) اينكه وقتى نرسيد ( آب ) به مقدار كر ، نجس مىشود ( آب ) . و بنابراين ( بيان از منطوق و مفهوم ) ممكن است تعريف آن دو ( منطوق و مفهوم ) به آنچه ( بيانى ) كه به دنبال مىآيد : منطوق ، آن ( منطوق ) حكمى است كه دلالت كرده است برآن ( حكم ) لفظ در محلّ نطق . و مفهوم ، آن ( مفهوم ) حكمى است كه دلالت كرده است برآن ( حكم ) لفظ ، نه در محلّ نطق . و مقصود از حكم ، حكم به معناى اعمّ است ، نه خصوص يكى از احكام پنجگانه . و تعريف كردهاند ( اصوليّون ) آن دو ( منطوق و مفهوم ) را همچنين به اينكه همانا آن دو ( منطوق و مفهوم ) حكم مذكور و حكم غير مذكور است . و اينكه همانا آن دو ( منطوق و مفهوم ) حكم براى مذكور و حكم براى غير مذكور است . و تمامى آنها ( تعريفات ) خالى نمىباشند ( تعريفات ) از مناقشات به دنبال دارنده . و چيزى كه آسان مىكند كار را ، همانا اينها ( تعريفات ) تعريفات لفظى هستند كه قصد نمىشود از آنها ( تعريفات لفظى ) دقّت در تعريف . و مقصود از آنها ( تعريفات ) روشن است چنانچه شرح داديم آن ( مقصود ) را . نكات دستورى و توضيح واژگان و عليه : ضمير در « عليه » به تعريف از منطوق برمىگردد .